الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
347
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
بالاست و به همه نزديك ، آشكار است و پنهان ، پنهان است و آشكار ، پاداش دهد و پاداش داده نشود . خلق را نيافريد با جولان انديشه و فكر ، و استعانت و كمك نخواست از جهت ناتوانى و ضعف . در خطبهء 204 مىفرمايد : الحَمدُ لِلَّهِ العَلِيِّ عَن شَبَهِ المَخلوقينَ ، الغالِبِ لِمَقالِ الواصِفينَ ، الظّاهِرِ بِعَجائِبِ تَدبيرِه لِلنّاظِرينَ وَ الباطِنِ بِجَلالِ عِزَّتِه عَن فِكرِ المُتَوَهِّمينَ . العالِمِ بِلَا اكتِسابٍ ، وَ لَاازدِيادٍ ، وَ لا عِلمٍ مُستَفادٍ . المُقَدِّرِ لِجَميعِ الأُمورِ بِلا رَوِيَّةٍ وَ لا ضَميرٍ . حمد مختصّ خدايى است كه برتر است از شباهت به مخلوقات ، و غالب است بر مقال و گفتار وصفكنندگان ( يعنى فوق وصفِ وصفكنندگان است و آنان از وصف او مغلوب و عاجزند ) ، و به وسيلهء عجايب تدبيرش [ در امور خلق ] ظاهر و آشكار است براى نظركنندگان [ به امور تدبير او ] ، و پنهان است به جلال عزّت خود از فكر توهّمكنندگان و انديشمندان ( زيرا هيچ انديشهاى به كُنه حقيقت ذات او نمىرسد ) . او عالِم است بدون كسب و تحصيل ، و بدون اينكه بر علمش افزوده شود ( كه لازمهاش جهل است ) ، و مستفاد و گرفته شده از غير باشد . اوست تقديركنندهء همهء امور بدون انديشهاى و ضميرى . و در همين خطبه است : لَيسَ إِدراكُهُ بِالأَبصارِ ، وَ لا عِلمُهُ بِالأَخبارِ . ادراك او به وسيلهء چشمها نيست ، و علم او به وسيلهء خبرها نيست . اين معنى در صورتى است كه « ابصار » و « اخبار » به فتح همزه خوانده شود ، ولى اگر به كسر خوانده شود ، معنى اين است كه : « ادراك او به ديدن [ و رؤيت مادّى ] نيست ، و علم او به خبر دادن [ به او ] نيست » .